خرید بک لینک

در بخش نخست گفتیم که عشق یعنی میل به اتصال، و نکته ئ مقابل عشق را انقطاع و امتناع هیجانی و بیگانگی تعریف کردیم. ریشه ئ میل به اتصال و امتناع هیجانی را در انتخاب اولیه و یا انتخاب هدف غایی او یافتیم. انتخاب هدف غایی انسان از این جهت مهم است که انتخاب های ثانویه ئ انسان بر اساس آن هدف غایی منتخب می شود، و این انتخاب ها رفتارها و ایمان شخص را مشخص و تعیین می کنند.

در واقع هدف غایی انسان هویت ما را تعریف می کند. اگر انتخاب هدف غایی انسان، با هویت جبری او همسو باشد، عشق بروز می کند، در غیر اینصورت همه چیز و تمام رفتارهای انسان تبدیل به سیاست و مغلطه خواهد شد. سیاست و مغلطه برای توجیه رفتارهای غیرارگانیک خود که از هویت بیگانگی و اعتباری پرورش می یابد.
چنین شخصی عشق، سلامتی، حق و عدالت، صداقت، معصومیت، ادب، مهربانی و اصالت خود و زندگی را به شخصیت خود می فروشد و قبل از اینکه به فکر عشق و سلامتی و تعالی خود باشد، به فکر شخصیت و منافع مادی و غرور خود خواهد بود، یعنی همواره نگران شخصیت خود می شود که مبادا نگینش بیفتد، و کسی که پیوسته به فکر نگین شخصیتش باشد، از خود رفتارهای سادیستیک نشان می دهد و به انقطاع و استنکاف هیجانی روی می آورد.

در نتیجه دیر یا زود عشق در فقدان خودشناسی، به تعصب، دم دمی مزاجی، پشیمانی، نفرت، کینه و انتقام تبدیل می شود.

ادامه دارد...

قاسم سلطانی


برچسب: چیست,عاشق,کیست؟, نویسنده: کیارش مقدم تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 19:05

صفحه بندی